بينش جهانی نداريم

پيرمرد از فرهنگ صلح می‌گويد، از کارهايی که دوران مسئوليتش در يونسکو برای رواج صلح انجام داده. من از نگرانی‌هايم می‌گويم. می‌پرسم: «احسان نراقیِ جامعه‌شناس که سال‌های سال است مسائل اجتماعی ايران را دنبال کرده، اوضاع کشور را چطور می‌بيند؟»
نگاهش عصبی و خشم‌آلود می‌شود:
«مسائلی که اين روزها بدون توجه به وضعيت جهانی به وجود آورده‌اند، تب است و رد می‌شود. ما کار خلاف کرده‌ايم بدون شک! 18 سال مخفی‌کاری کرده‌ايم و حالا می‌گويند می‌خواهيم همان کاری را با انرژی هسته‌ای بکنيم که مصدق با نفت کرد. اشتباه می‌کنند. اتم، نفت نيست. نفت مال ماست از زير زمينمان درمی‌آيد اما اتم جهانی است. مطلبی که آقايان همه‌شان اشتباه می‌کنند اين است که ترس از اتم و ملاحظاتی که در اين باب وجود دارد، جهانی است. شورای حکام نگران خطراتش است. اصلا به اين فکر نمی‌کنند مقامات ايران. فکر می‌کنند فقط اسلحه است. ما می‌دانيم که اين بمب از حالا تا قيام قيامت، هيچ‌وقت به کار گرفته نمی‌شود. دل‌خوشی بچه‌گانه‌ای است اما عوارض وحشتناکی دارد.
زمانی گورباچف آمد در يونسکو برايمان سخنرانی کرد درباره چرنوبيل. گفت با منفجر شدن چرنوبيل 60 هزار نفر در دم مردند و گفتند تا آخر قرن بيست‌ويکم 4 ميليون نفر مسموم می‌شوند. بچه‌های نوزاد در ايسلند فلج به دنيا می‌آيند. فجايع اين جريانات دارد مرتب رو می‌شود. اين اواخر جنوب فرانسه بودم ماهی‌‌گيرها مرتب برمی‌خوردند به ماهی‌های مرده و آثار مخرب اتم. مسئولان کشور ما در نظر نمی‌گيرند که ترس دنيا فقط از نيروی اتم نيست، از خود اتم است. از خودشان نمی‌پرسند که چرا اتم اين‌قدر در دنيا منفور است و مورد ترديد؟ هيچ‌کس خوشش نمی‌آيد در اطرافش، در کشورهای منطقه‌اش کسی با اتم بازی کند. اين بازی را خطرناک می‌دانند. اما وقتی ما دنبال هيجان ايجاد کردن و شلوغ کردن باشيم، فرصتی برای توجه به اين مسائل نمی‌ماند. اين هيجان‌ها جز خفت و ضرر چه لطفی دارد؟
به هر حال اميدوارم موضوع هر چه زودتر فيصله پيدا کند. هرچند اين‌‌جا در فرصت‌ازدست‌دادن، همه قهرمانند. هيچ‌کدام از رؤسای اين کشور از اين حيث نمی‌تواند به ديگری فخر بفروشد. هميشه وقتی موضوع را درست فهميديم که ضرر هنگفت خورديم. علتش هم واضح است: نداشتن بينش صحيح جهانی.»

ادامه:
برای پی‌گيری اخبار اين وبلاگ را از دست ندهيد.

مرتبط:
برمودای ایرانی وماجرای فیل
گزينه های پيش روی شورای امنيت



February 1, 2006 06:19 PM


Comments


پرستو جان از اینکه این مصاحبه را آوردی بسیار ممنونم. به عنوان کسی که کمی از علم هسته ای اطلاع دارم بارها گفته ام بر خلاف تبلیغات انرژی هسته ای اخرین حربه برای تولید انرزی است. این انرژی برای ما بسیار گران است و هیچ نیازی به آن نداریم. ای کاش مسولین ما از نا آگاهی مردم سو استفاده نمی کردند و مثلا MRI را به انرؤی هسته ای برای تولیذ سوخت مرگبار نسبت نمی دادند. فجایع زیست محیطی عامل دیگری در مخالفت من است. ذکتر نراقی هم به درستی بیان کرده بودند و پاسخی است به آن ها که همه چیز را توطیه برای حمله به ایران می دانند.

Posted by: سینا at February 10, 2006 06:10 PM

سلام دوکوهکی // با اجازه لینک دادم

Posted by: بنیامین at February 8, 2006 07:15 PM

Did Dr. Narraqi said why Pakistan and India and Israeel should have nuclear enegy and Why Iran Should not have?

Posted by: meena at February 4, 2006 10:59 PM

این قضیه انرزی هسته ای خیلی مساله عجیبی شده.منم با دوستی که گفته حالم از تبلیغات تلویزیون بهم می خوره موافقم.به شدت سعی دارن که این مساله رو با غرور ملی ربط بدن من که شخصا هیچ ربطی نمی بینم.یکبار حتی یکبار هم نشده که از هزینه های این جریان صحبت بشه و اصولا معلوم بشه فناوری هسته ای چه میزان سود و چه میزان ضرر عاید این ملت می کنه.اصلا بهتر نیست بجای این همه هزینه پالایشگاه بسازیم و جلوی اینهمه پولی رو که بابت بنزین خرج میشه بگیریم.البته که بهتر نیست چون هر چیزی که سودش برای مردم باشه الزاما خوب نیست و سودش باید برای قلدری توی منطقه باشه.باید جوری باشه که بتونه دوستان رو کنار هم جمع کنه دوستانی مثل اسد و مقتدی صدر. به نظرت وقتی دوست عزیزمون میگه"غربیها شبیه شیری هستند که بشمشان ریخته و فقط نعره می کشند و هیچ غلطی نمی توانند بکنند" اصلا حرفی میشه زد.این ادبیات مردیست که خواهان نابودی یه کشور دیگه و ارزومند مرگ نخست وزیرش است.مطمینا لیاقت داشتن یه کلت رو هم نداره چه برسه به سلاح اتمی...........چه این مساله یه بازی باشه برای گرفتن امتیاز بیشتر از ایران و چه کاملا جدی باشه امیدوارم هرگز کابوس شبهای 6-7 سالگی نسل ما و
لرزش شیشه ها تکرار نشه. امید وارم صحنه فیلم به نام پدر فقط یه شوخی باشه.........با عذر خواهی از طولانی شدن این کامنت.......به نظر من این بازی از دست ما خارجه چه مردم این خاک هرگز در بازی نبودند البته چه بسیار که بازیچه بودند نظر تو چیه

پرستو:
با بخش بزرگی از حرفهات موافقم ولی دردم از ناآگاهی خودمونه... تا وقتی چشمهامون باز باز نباشه و دانشمون زیاد نباشه بازیچه می شیم.

Posted by: navid at February 3, 2006 09:06 PM

چرا همه کشورا باید داشته باشن غیر از ما ؟ / اونا بینش جهانی دارن ؟ / این کلمه هم داره میره گل درشت بشه ( بینش جهانی ) hohhh

Posted by: محمد at February 3, 2006 12:26 PM

salam parastoo; az inke webloge haghir ra morede enayat gharar dadi sepazgozaram; inja baram matlab gozashtan too web log kheli sakhte chon sisteme macintash daran ke farsi ro neshoon nemide; ba barnamehaye dige farsi mikhoonam ama nemitoonam roo weblogam matlab bezaram chon ba gerafike blogfa ro neshoon nemide; ta oonjayi ke yadame hamashari az macintash ta hamoon apple estefade mikardan; chejoori mitoonam gerefike blogfa ro ba apple bebinam?
kholase inke ke lahzeyi az oon sarzamine por ashoob va doosdashtani ghafel nistim;
kheli mokhlesim

پرستو:
آرش خان عزیز من زیاد سردرنمیارم از اپل و مکینتاش و این چیزا. به هر حال کارت درسته!

Posted by: arash at February 3, 2006 08:20 AM

Hi Miss,
I like the old man, but I was wondering if he has an ananswer for this question that if the world hates this technology so much why US, Britain, France are extending their nuclear weapon programs and they also closed their eyes with400 Isreali's nuclear warheads. I don't talk about any other countries (Canada for instance) that rank this as the best and cleanest source of energy.

Posted by: Anonymous at February 3, 2006 03:29 AM

دوستان رو به خوندن فصل 16 کتاب جزء و کل هایزنبرگ دعوت می کنم تا با نگاهی کاملا متفاوت به سلاح اتمی و همین طور هسته ای آشنا بشن. جایی که اتوهان، کاشف شکاف اورانیوم و دیگر فیزیکدان ها از انفجار اولین بمب باخبر می شند.

Posted by: حسن روشن at February 3, 2006 02:02 AM

پرستو جان بايد نشست و به آينده دل بست. هرچند تاريخ پشت سرما هميشه به ضررما رقم خورده است.
در ضمن من دوباره پينگ نمي شم.

Posted by: فرزانه at February 3, 2006 01:15 AM

پرستو جان از تو خواهش می کنیم که از حرکت نمادین وبلاگ نویسان در حمایت از کارگران شرکت واحد که اکنون در زندان هستند حمایت کنی و اگر خودت دوست نداری به آن بپیوندی لا اقل لینک آن را در وبلاگت بگذار ما به کمک شما عزیزان امید بسته ایم!

پرستو:
اطاعت می شه.

Posted by: otobos at February 2, 2006 11:15 PM

salam, harfe man rabti be mozoo nadare. akhe khanoom khanooma mamlekate maa va be khosoos javanan, va bekhosoostar zanan, az game net vajebtar nadaran ke rafty soraghe in mozoo. manooram etemade mellie emrooze. bye

پرستو:
مسائل واجب زياد هست. در تعطيلات درست وقت گذروندن خيلی مهمه به نظرم. اگه به نظر شما نيست، می شه روش بحث کرد و يه چيز ديگه... از مرکز شهر که پايين تر بری می بینی که چقدر گيم نت مهمه توی زندگی جوونا. دور و بر خودت رو نگاه نکن دوست خوب.

Posted by: saeed at February 2, 2006 10:40 PM

اين روزها تبليغات تلويزيون اعصابم را به هم ميريزد. مدام مي خواهد بگويد كه اين حق ماست و ما با يد آن را از امريكايي ها بگيريم. نيست تا حالا آقايان اجازه نداده اند هيچ كدام از حقوق ما زائل شود!حالا كه همه دارند خب ما هم داشته باشيم.

Posted by: الهه at February 2, 2006 09:29 PM

متاسفانه حتی مردم هم به اين مسائل که تاثیر بسیاری بر سرنوشتشان خواهد داشت نمی‌انديشند. انرژی هسته‌ای را عامل پز دادن می‌دادند حال آنکه از ضررهای آن ناآگاهند. راستی شاید این اخلاق پز دادن به سران حکومت هم سرایت کرده.

Posted by: Mehdi at February 2, 2006 01:57 PM

...بينش جهاني يعني چه؟ يعني بينش غربي؟ يعني بينش امريكايي؟ اي كاش آقاي جامعه شناس مفهومي را كه به كار برده است تعريف مي كرد...
من با اتم و بمب اتم مخالفم اما براي همه نه فقط براي بعضي ها...ما اگر در داخل كشور از زورگويي و سلطه طلبي يك گروه خاص برآشفته مي‌ شويم در سطح جهاني هم نبايد با سلطه طلبي گروه هاي خاص كنار بياييم...سخنان رييس جمهور امريكا و فرانسه را لابد همه حتي آقاي جامعه شناس هم شنيدند...انرژي هسته اي براي آنها و هم پيمانانشان خوب است و براي بقيه بد...فرقي نمي كند عزيز دل...اگر در دنيا ردي از اين بينش "جهاني" يافتي مرا هم خبر كن...

Posted by: هستي at February 2, 2006 12:42 PM

وب سایت رسمی مصطفی مستور:صفحه صفز

Posted by: احسان اسیوند at February 2, 2006 12:33 PM

سلام، نداشتن بينش جهاني و حرف زدن با دنيا با همان لحني كه اينجا سر چهار تا روزنامه‌نگار و كارگر بي‌پناه فرياد مي‌زنند. اين هم حاصلش. تنها سياست داخلي‌شان هم براي كنترل ماجرا سانسور و غيرواقع نمايي است...

Posted by: علي معظمي at February 2, 2006 01:22 AM

سوال از مسعود بهنود: شما درباره ی مصدق بسیار نوشتید اما از این مدارک برنمی آید که مصدق خدمت کرده باشد می آید؟

پرستو:
ربط اين سوال را به متن نفهميدم! در ضمن سوال از آقای بهنود رو چرا اين جا مطرح می کنین؟ خودشون وبلاگ دارن. فکر کنم یه اشتباهی پیش اومده...

Posted by: سید at February 2, 2006 01:09 AM

چی بگم! اوضاع به نظر خیلی بی ریخت میاد! فقط امیدوارم تو همهارا اجماع کنن...این جوری خطر کارای خودسرانه آمریکا و اسراییل از بین مره و اوضاع معقولانه تر رو به گند شدن میره!

Posted by: rooz... at February 1, 2006 11:39 PM

سلام خواهر . اين هم وبلاگ ناقابل ما : http://akmont.blogfa.com/ اكبر منتجبي

Posted by: اكبرمنتجبي at February 1, 2006 09:26 PM

سلام....خوبید...
وبلاگ جالب و پر محتوایی دارید...
خوشحال میشم به ما هم یری بزنید...
اگه خوشتون اومد با هم تبادل لینک کنیم.

Posted by: منصور at February 1, 2006 08:52 PM

ينها بازي كلمات در عرف ديپلماتيك است البته من در اولين ساعاتي كه اين خبر مي رفت همه جا كلمه ارجاع referal ديدم و نه ريپورت

Posted by: ghajar at February 1, 2006 08:49 PM

فکر کنم که بلاخره مجوریم این جنس خوش قد و بالارو نذری بدیم دست مردم بره پی کارش...

Posted by: داوود پنهانی at February 1, 2006 07:26 PM

Post a comment





Remember Me?