همينجوری
نمیدانم چه دوره و حس و حالی است که میگذرانم که اينقدر طولانی شده و اينهمه با ذهن و وجودم کُشتی میگيرد. يک هفته است گم شدهام و موبايل خاموش است –و من مثلِ تو کارکُشته نيستم در گم شدن. احساس آرامش و آسايش میکنم اما اسمش بیاخلاقی و بیمسئوليتی نيست؟ هست. هيچوقت اينطوری نبودهام. کاش میدانستم چه مرگم شده...
September 29, 2006 11:37 PM
