...
برای فهميدن اين موضوع که انتشار اسناد چقدر میتواند در عميق شدن، فکر کردن و برداشتهای تازه مؤثر باشد، کافی است نگاهی بيندازيم به چند تا از نوشتههای آنلاين دربارهی نامهی امام. و اينکه چقدر آدم حرص میخورد که نمیشود چنين بحثهايی را در تلويزيون ديد.
احمد زيدآبادی: «آقای رفسنجانی با ارائهی تصويری از جنگ هشت ساله و ضرورت پايان آن، به نحوی تلويحی نسبت به عواقب درگير شدن با نظام جهانی هشدار میدهد، حال آنکه آقای رضايی با تاکيد بر آنکه نتيجه جنگ هشتساله حاصل کار فرماندهان سياسی بود و نه فرماندهان نظامی، در صدد القای اين سخن است که اينک نيز ايران میتواند با پافشاری بر ادامه غنیسازی اورانيوم، در چالش با نظام بينالمللی پيروز شود.»
عباس عبدی: «انتشار نامه مرحوم امام نشان داد كه نگاه ما به اطلاعات و اسناد مختلف نگاهی شخصی و غيرعلمی است و آنها را بيشتر ملك طلق خود میدانيم، در حالي كه اسناد و اطلاعات مثل نان نيست كه يك نفر آن را مصرف كند و تمام شود، ماهيت اسناد و اطلاعات به گونهای است كه انتشار آنها در هر سطحی موجب افزايش آگاهی و دانش و تحليل و پژوهش میشود و همه اعم از ايرانی و غيرايرانی بايد از آن سود بجويند و اين به نفع همه است و چنين نيست كه با انحصاری كردن اسناد نزد خود يا نزد ايرانيان، بتوانيم خود يا مردم خود را برتر از ديگران بنشانيم.»
آيندهی آبی: «جنگ را مردم به پايان رساندند نه نظاميان و سياستمداران. اگر مردم همچون سالهای اول پا به ميدان بودند چهبسا آقايان بر طبل جنگ میكوفتند. ولی كاهش جدی نيروهای داوطلب در كنار ديگر عوامل، جمعبندی پايان جنگ را پيش رو مینهاد. اما به نظرم حتی از اين تاريخ متأخر نيز درس گرفته نشده است و حاكمان ما همچنان از آنچه كه در جامعه و لايههای گوناگون اجتماعی میگذرد عقب هستند و هنگامهای به خود خواهند آمد كه هزينهای گزاف بپردازند.»
ايران فردا: «به نظر میرسد با انتشار این نامه و بند مربوط به ساخت سلاح هستهای در آن، دردسرهای تازهای برای ایران در راه باشد. آن هم در شرایطی که مذاکرات این کشور با گروه 1+5 به مراحل حساس خود رسیده و رو شدن برگ تازهای علیه آن میتواند فشارها را بهویژه از سوی آمریکا علیه کشورهای میانهروِ طرفدارِ مذاکره با ایران افزایش دهد تا آنها نیز به این دیدگاه بپیوندند که باید علیه تهران اقدامات شدیدتری نظیر تحریم اقتصادی و حتی در مراحل بعدی تهاجم نظامی را در دستور کار قرار داد.»
الپر: «هاشمی خواسته يا ناخواسته كاری را كرد كه بايد سالها پيش اتفاق میافتاد. حالا هر كسی با خود صداقت داشته باشد و جرأت بازفهميدن حقيقت را به خودش بدهد، فهميده است كه آن هشت سال جنگ، جنگ بود، فقط جنگ بود، و دفاع مقدس نبود. و فهميده است كه هيچ جنگی، هيچ جنگی، هيچ جنگی مقدس نيست.»
و سرنخ بقيهی نوشتهها.
