چرا کمپين دفاع از حق ورود زنان به استاديوم؟
در برخي از مراکز مثل سرويس های بهداشتی و برخی آرايشگاهها و يا بخشهايی از بيمارستانها برای حفظ سلامت زنان و مردان در همه جای دنيا جداسازی صورت میگيرد. اين نوع جداسازیها عموماً بر اساس "جنس" است، نه "جنسيت". بر اساس جنس ويژگيیهای بيولوژيک زن و مرد ايجاب میکند که به لحاظ سلامت اين جداسازیها اجرا بشود، اما وقتی جداسازی بر اساس جنسيت اتفاق میافتد، مسأله فرق میکند.
...
آن چيزی که اکنون به عنوان جداسازی جنسيتی دارد در ايران و برخی از کشورهای اسلامی اتفاق میافتد، ديگر جداسازی بر اساس جنس و يا حفظ رسوم کهن --که گاه زيبا هم هست-- نيست. اين جداسازی بر اساس ناديده گرفتن و انکار کردن بخشی از حقوق شهروندی برای زنان است.
...
وضعيتی که در ادارات و دانشگاهها هست، در فضاهای تفريحی وجود دارد و حتی در برخی خيابانها و زيارتگاهها ديده میشود، نشان از تفکيک جنسيتی فضاهای عمومی دارد. در حالی که اين جداسازی را در مراسم حج، عمومي ترين مراسم جهان اسلام، نمیشناسيم.
...
مسأله عدم حضور زنان در ورزشگاههای بزرگ و بهويژه در بازیهای فوتبال ملی يکی از مصاديقی است که از طريق آن مي توان افکار عمومی و همهی شهروندان را متوجه اين موضوع کرد که زنها به طور برابر از حقوق شهروندی برخوردار نيستند و ورزشگاهها بزرگترين مصداق محروميت زنان از فضاهای عمومی است.
ما فکر میکنيم، اگر يک زن بخواهد محروميتش را از فضاهای عمومی درک کند، کافی است يک بار بخواهد در ورزشگاه حضور بيابد.
...
به هر حال مبارزه ای که برخی از دوستان جوان در کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاهها شروع کردهاند، و بعضی از فعالان جنبش زنان هم از آن حمايت میکنند، از نظر ما دفاع از حقوق شهروندی است. دفاع از اين موضوع است که سيستم مردسالار در فضای شهری دارد زنان را محدود میکند و اين محدوديت به اين مفهوم است که زنان هنوز از نظر دولت و حکومت جنس دوم هستند.
متن کامل را اينجا بخوانيد.
مرتبط:
دنيايي که ديده نشود تغيير نميکند
