زخمه

چهره‌ی آرمانی‌ای که از نوازندگانِ موسيقی—بخصوص موسيقیِ ايرانی—هنگامِ نواختن در ذهن دارم چيزی است در اين مايه که محو در ساز هستند و شادند و پُرند از انرژی و حس‌های خوب. اين‌که بی‌تفاوتی در چهره‌ی نوازنده‌ای ببينم، نارضايتی ببينم يا ناشادی، اين‌که حس کنم او مجبور است که بنوازد، بدجور خرابم می‌کند.

پی‌نوشت: امشب عالی بود. خيلی خوش گذشت. بزم و آواز و نوا و حتی آوازِ درخواستی—حدس‌اش سخت نيست: می‌زده—فقط کاش اويی که می‌نواخت، شاد می‌بود...

بی‌ربط:
می‌خواهم بگويم بابونه را خيلی دوست دارم. مدت‌هاست دوست‌اش دارم. ديده‌ام‌ او را، بارها؛ نه به دوستی، که بر صحنه. می‌خوانم‌اش و حس می‌کنم که بسيار دوست‌اش دارم. همين.



December 26, 2006 01:44 AM


Comments


سلام. دوست ندارم فضولي كنم ولي مي خواستم بدونم دليل بي انگيزه شدنتون چيه؟ شما كه تا چند روز قبل خيلي سرحال و شوخ بوديد. نكنه خداي نكرده مشكل عشقي واستون پيش اومده؟

Posted by: امير ارسلان at January 5, 2007 09:03 PM

سلام بحث ما راجع به قوانین اسلام در 1400 سال پیشه اگر دوست داشتین نظرتون رو بگین

Posted by: فمینیست مسلمان at January 5, 2007 08:37 PM

سلام خانم پرستو. اميدوارم دوره بي انگيزگيتون هر چه زودتر به اتمام برسه. من فكر مي كنم كسيكه وبلاگ داره يه جور تعهد اخلاقي داره به نوشتن. مثل يه روزنامه اي كه منتشر ميشه و تعدادي خواننده ثابت داره. آيا ميشه يه دفعه چند روز منتشر نشه و مدير مسوولش اعلام كنه كه بي انگيزه شديم؟ اصلا فلسفه داشتن وبلاگ كه فقط نوشتن در زمان شاديها نيست. آدم ميتونه دلايل بي انگيزه شدنش رو هم بنويسه بلكه ديگران بهش كمك كنن. البته اينها نظرات شخصي منه و قطعا صلاح ملك خويش خسروان دانند.

پرستو:
سلام.
بله توضيح می دهم. ولی فکر نمی کنم از این باب که گفته اید ویبلگ به روزنامه شبیه باشد.

Posted by: امير ارسلان at January 3, 2007 10:04 AM

با سلام
همانگونه که احتمالا مطلع شده اید وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کلیه دارندگان سایتها و وبلاگهای ایرانی (فارسی؟) را ملزم به ثبت نام رسمی کرده و تهدید به مسدود و فیلتر نمودن سایتها و وبلاگهای سرپیچی کننده از این طرح کرده است .
من به عنوان دارنده یک سایت کوچک از شما دعوت می کنم که این طرح را تحریم نموده و دوستان و آشنایان خود را نیز به تحریم دعوت نمایید.
نیازی نیست که در این پیام به زیانهای این طرح بپردازم پس به طور خلاصه به پیامدهای تحریم گسترده این طرح ( در صورت وقوع ) می پردازم
1 ممکن اسن طراحان این طرح با مشاهده تحریم گسترده دست ازعمل خود بردارند ناگفته پیداست که چنین امری پیروزی بزرگ و شیرین برای تحریم کنندگان خواهد بود.
2 امکان دارد باوجود تحریم گسترده وزارت ارشاد به کار خود ادامه داده و تمامی سایتها و وبلاگهای تحریم کننده را مسدود و فیلتر نماید . این عمل معادل این است که درصد بالایی از منابع ایرانی (فارسی؟) وب (بسته به گستردگی تحریم) به روی مخاطبان بسته شود. گرچه در بدو نظر این امر ضربه ای بزرگ برای تحریم کنندگان و مخاطبان آنان خواهد بود ولی ضربه بزرگتر برای طراحان طرح است زیرا به این وسیله موجب نارضایتی شدید و گسترده در تقریبا تمامی کاربران اینترنت خواهند شد. با این عمل کاربران نه مانند گذشته از مشاهده برخی سایتهای سیاسی مخالف یا معاند و پرنوگرافی و ضد مذهب و دیگر مذاهب و غیره محروم شده اند بلکه از بخش اعظم منابع وب فارسی (ایرانی؟) منع و محروم گشته اند که طیف گسترده ای از آنها نه ربطی به سیاست و مذهب دارد نه پرنوگرافی و ضد نظام است .
این نارضایتی شدید و گسترده در نهایت طراحان طرح را یا مجبور به لغو طرح و یا قبول پیامدهای وخیم آن خواهد کرد . که به نظر من شق اول محتمل تر می نماید .
به نظر من شرکت شما در این طرح حمایت غیر مستقیم از محدود شدن آزادی بیان و گسترش سانسور و خود سانسوری است چون در صورت موفقیت طرح تنها سانسور شدن و حتی پیگرد قانونی خود را برای مخالفان آزادی بیان سهل و هموار ساخته اید.
تاکنون پذیرای سانسور بوده ایم و کاری چندان از دستمان ساخته نبود اکنون کمترین مبارزه مان این است که موجب گسترش آن با این طرح نشویم.
با توجه به مطالب ذکر شده از شما خواهش می کنم تا فرصت باقی است (در این طرح 2 ماه مهلت برای ثبت نام داده شده است و هنوز در ابندای فرصت هستیم پس طبعا تعداد ثبت نام کنندگان تاکنون بسیار اندک است) این دعوت را پذیرا باشید و با ارسال این متن به دیگران و یا قرار دادن آن در سایت و وبلاگ خود و یا به هرشیوه ای که خود مناسب می دانید به گسترش این تحریم سراسری کمک نمایید.

Posted by: roia_tahrim@yahoo.com at January 3, 2007 02:54 AM

سلام
بگزریم کیننیز بگزرد
یا حق

Posted by: ایرانی_______وحید at January 2, 2007 10:37 PM

سلام خانم پرستو. خوبيد؟ خيلي وقته كه چيزي ننوشتيد. خداي نكرده مشكلي پيش اومده؟ ان شاءاله كه اوضاعتون روبه راه باشه.

پرستو:
سلام. ممنونم از احوال پرسی. خوبم. ممنون. و این که: کمی درگيرم و کم تر انگيزه نوشتن دارم فعلاً، متأسفانه.
خوب باشین.

Posted by: امير ارسلان at January 2, 2007 12:14 PM

سلام پرستوی نازنین. من عادت داشتمهر روز اول لز خوندن مطلب تو شروع کنم، مدتی که فیلتر بودی اعصابم خورد بود. خوشحالم دوباره هر روز به تو سر می زنم و مرسی از اینکه منو هم به دوستات اضافه کردی .من هم به تو لینک دادم ولی نمی دونم چرا کل لینک ها رفته پائین صفحه و بالا نمی یاد. دوست دارم همیشه خوش باشی .

پرستو:
سلام ثمانه جان. راست می گی؟ کلی مرسی.

Posted by: ثمانه at January 2, 2007 11:10 AM

سلام
خوبی ؟ قبلنا لینک من اینجا بود حالا نیست ؟ به هر حال موفق و شاد باش سال نو هم مبارک !

پرستو:
سلام. ممنون.
و شرمنده: تا به حال لینک نداده ام به وبلاگتان.
سالِ نوی میلادیِ شما هم مبارک.

Posted by: Amir Farshad at January 2, 2007 03:26 AM

اين ببخشين ات خيلي لحن تمسخر آميزي داشت ميخوايي با هم دوست باشيم؟

پرستو:
قصدم مسخره کردن نبود. توضیح دادم فقط.

Posted by: ماهي خانم at January 1, 2007 10:25 PM

سلام، ببخشید این سوال بی‌ربطه به موضوع
شما میدونی این علی آقا قدیمی چرا دود شده رفته هوا؟
اون پست نصف خطی چند هفته پیش شما مربوط به اون بود؟ اگه بود درد چی بود دیگه؟

پرستو:
نه والا. بنده بی خبرم.
اون علی آقايی که نوشته بودم، پدر دوستم بود که متأسفانه فوت کردن.

Posted by: مردی... at December 31, 2006 11:45 PM

چرا نظر من را منتشر نميكني؟ دوكوهكي عزيز
راستي براي اون حالت عارفانه اي كه برات نوشتن براي اين كار ميتوني به خانقاه پاپاي صفورا خانم بري

پرستو:
فرصت نکرده بودم سر بزنم به وبلاگ. نظر شما با تأخير متنشر میشه. ببخشین.

Posted by: همون ماهي at December 31, 2006 10:31 PM

نه فقط توی موسیقی، توی همه هنرها و مهارتها، دوست داشتنه که آدمها رو به اوج می رسونه. این دوست داشتن مثل غربال آدمها رو به دو دسته متوسط و عالی تقسیم می کنه. ( با فرض این که همه کار/ هنرشونو به نحو احسن انجام بدن)
اونی که موسیقی می نوازه از روی اجبار، چه در اون لحظه و چه به طور کلی، هنرمند نیست، یه تکنسینه که کارشو از روی وظیفه انجام می ده.
و کاش شرایط این زندگی آدمها رو مجبور به پذیرفتن هیچ چیز نکنه..

پرستو:
هوم.

Posted by: آذین at December 31, 2006 09:45 PM

modetie to iranom saytet to page nist
kheyli beden intovr

Posted by: omid at December 31, 2006 07:31 PM

اين براي اون مطلب قبليته كه سوسك خوردي ميخوام بگم 2 تا مورد را ميشه گفت :1-اگر سوسك را توي خانه خوردي مامانت خيلي بي سليقه و شلخته است كه :اولا خانه را تميز نميكرده يا كسي را نمي اورده كه خانه را تميز كند دوما خانه تان چرا سوسك داشته؟ آن هم مرده؟مگر سم پاشي نميشده؟يا سوسك در اثر سمپاشي مرده؟ اگر توي خانه خودتان نبوده بازهم مقصر مامان جونت است كه مواظبت نبوده و به ني ني اش نگفته است هر چيزي را نبايد در دهانش كند و بعدش مگر پرستار يا buby nurse نداشتي؟كه مواظبت باشد لابد اينها از رفتار هاي فمنيستي است چون ما نيستيم بلد نيستيم

Posted by: ماهي تازه ازآب گرفته شده at December 30, 2006 10:07 PM

منم دعا دارم که هیچ کس کاری رو از مجبوری انجام نده لیکن این واقعیت زنده گیست خصوصاً در ایران. همه ایرانیان از مجبوری کاری را انجام میدهند. زنها حق زیادی ندارند تعلیم و دانش به هر کس میسر نیست پسر های جوان کار ندارند که بتوانند عروسی کنند و به فامیل خود غذا تهیه کنند. من دعا میکنم لیکن واقعیت تلخ است.

Posted by: فاطمه رحیمی at December 29, 2006 09:06 PM

مثلا پرستو رو تصور کنید که زخمه بر تار می زند و چشا رو بسته و کله تکون می ده و هی تکون تکون عارفانه هم می خوره !
تازه زیر لب هم باید تصنیفی زمزمه کنی و قطره اشکی اگر راه داد !

پرستو:
خودت رو مسخره کن، امير! کشتمت!

Posted by: امیر at December 26, 2006 06:43 PM

سلام. همه انسانها ممكنه كه مسائلي در زندگيشون پيش بياد كه اونها رو ناراحت كنه. در اين بين هنرمندان بخاطر روحيه شون ممكنه حتي حساستر و زودرنجتر از يك آدم معمولي باشند. اما حداقل اينكه يه دنيايي واسه خودشون دارند كه هر وقت دلشون از اين دنيا گرفت مي تونن بخزن توش خودش يه دنيا ارزش داره. اميدوارم روزي برسه كه هيچ كس، هيچ وقت، هيچ جا، هيچ كاري رو از رو مجبوري انجام نده.

پرستو:
سلام.
هوم. بله. من هم که گفتم، تصويرِ آرمانیِ ذهنیِ من اینه. واقعيت چیزِ دیگه ایه.

Posted by: امير ارسلان at December 26, 2006 04:10 AM

ما رسما حسودیمون شد.

پرستو:
الهی! چه کار کنم حسودیت برطرف بشه؟

Posted by: لیلا at December 26, 2006 01:56 AM

Post a comment





Remember Me?